تبليغاتX
عشقولانه



    

سلام

 

خوش امدی به وبلاگ حیدری

 

 

 

 

آه عزیزم ,مرا در بر گیر تنها من و تو اینجا هستیم

آه,نمی توانم تا ابد در انتظار بمانم

به من بگو که بهشتی هست و تقدیری

آه,نمی توانم تا ابد در انتظار بمانم

به تو خواهم گفت عزیزم,عشق من حقیقی است

عزیزم نمی توانی احساسم را درک کنی

به دنبال تو خواهم آمد آه,همیشه و هر لحظه

به دنبال تو خواهم آمد,تا ببینی عشق من حقیقی ست

به دنبال تو خواهم آمد همیشه و هر لحظه

تمامی آنچه می خواهم عشق توست

بدون تو من وجود ندارم ,چرا فرشته ای قلب مرا می شکند

آه نمی تولنم در اتظار بمانم

خواهش می کنم رنگین کمانی برایم بفرست,تا برای آغازی تازه تلاش کنیم

آه,نمی توانم تا ابد در انتظار بمانم

و از پشت اشک هایم ای دختر ,لبخند تو را خواهم دید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 14:41 توسط parviz haydari |



 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 14:35 توسط parviz haydari |



 

 

عطر بهار نارنج بیدارم می کند.
نمی بینمش اما صدایش مرا با خود می برد.
عاشقم می کند.
دلم برایش تنگ است.
دلم برای دیدنش تنگ است.
نمی دانم این دیدن و دلتنگی رخ می نماید.
نمی دانم... نمی دانم... نمی دانم...
دوستت دارم

http://www.tehranpic.net/images/yt8q135owbp3jx1rhm9u.gif

 

هدیه ی تولدم                یه پارچه ی مشکی میخوام

یادت باشه عزیز من       که هدیه ی تکی میخوام

میخوام که بین هدیه ها     هدیه تو قشنگ باشه    

رنگ سیاه آسمون           توش گل آبی رنگ باشه

به جای تبریک خودت      یه تسلیت روش بذاری

روی کفن با عاشقی         تنمو تو آغوش بذاری

وقتی که رفتم توی قبر      رو کفنم یه گل بذار

که عطر تو باهام باشه     اونجا نشم یه بی قرار      

سنگ تراش اسممو نوشت  بگو گل سرخ بتراشه

بذاره روی سنگ قبر         تا همیشه باهام باشه

میخوام شبای جمعه رو       دوشاخه گل هدیه م کنی

بیای رو قبر علیرزات           گل و گلاب بپاشونی

 

 


 

 



 

حالا که تموم شد
تو هم داری میری

مبادا که دست کسی رو بگیری
خدایا نگاه کن

درست تو چه وقتی
پر از اشکم اما

میخندم به سختی
گلوم رو رها کن

تو ای هق هق من
میمردم برا اون

نبود عاشق من
مبادا که عشقم تو قلبش بمیره

میترسم که دست کسی رو بگیره
بگین کاری این بار ازم بر نیومد

بگین که مردم یا صبرم سر اومد
بگین باز بیادو به قلبم بشینه

بگین جای اسمش هنوز نقطه چینه....

تو احساس من را
چه راحت ربودی

اگر من شکستم
مقصر تو بودی

مگه من رو در حد مردن ندیدی؟
تو دلخور نبودی
چرا دلبریدی؟

دلم روزو شب رو تو تنهایی سر کرد
بگید که تموم دعاهاش اثر کرد

بگین اونا دست خدامون سپردم
مقصر نبودم ولی پاشو خوردم

که خیلی وقته که صبرم سر اومد
بگین کاری کرده که دادم در اومد

بگین خیس اشکه همه تارو پودم
بگین تا بدونه
مقصر نبودم

خداییش اینطوری بود حال و روزم ؟
خداییش حقمه اگه بسوزم؟

منو از دست حرفات خسته کردی
خداییش بد منو وابسته کردی

آخه تو مشکلم رو میدونستی
خداییش تو می خواستی میتونستی

جواب مهربونیمو ندادی
نگو نه ، قدرمو نمی دونستی

منو از دست حرفات خسته کردی
خداییش بد منو وابسته کردی

جوونیمو ازم راحت ربودی
خداییش اون که می گفتی نبودی

انصافآ تو رفاقت کم گذاشتی
من عاشقو اصلآ دوست نداشتی

دل تنهام که رسمآ بود با تو
خداییش مشکل از من بود یا تو؟

حالا که رفتی و از من جدایی
سوالم اینه حقم بود خدایی؟

خداییش حقمه تو اوج دردم
پیشم باشی و دنبالت بگردم؟

بهم عاشق شدن رو یاد دادی
چقدر زود من رو دست باد دادی

خداییش ساده بودم می دونستم
زیادی تو رو سرتر می دونستم

منو از دست حرفات خسته کردی
خداییش بد منو وابسته کردی

جوونیمو ازم راحت ربودی
خداییش اون که می گفتی نبودی

انصافآ تو رفاقت کم گذاشتی
من عاشقو اصلآ دوست نداشتی

دل تنهام که رسمآ بود با تو
خداییش مشکل از من بود یا تو؟

خداحافظ گل نازم ،کاشکی مهربون نبودی
میدونم سخت جدایی ،آخه عادت کرده بودی
بعد من خودم می دونم ،سخت زندگیت ،خرابه

اگه غیر این ِ ، عشقم چرا چشمات خیس آبه
چرا چشمات خیس آبه ،سرتو بزار رو شونم

عاشقونه باورم کن ،یا ازم بخواه بمونم
چرا شونه هات می لرزه ، مگه سردته گل من
اگه میگی خوب خوبی ، چرا خیس ِ جلوی من!

تو اصلا بگو ببینم ، چرا ساکتی،نمیری
مگه تو نخواستی از من ،قول موندنو بگیری

توی لحظه های رفتن ، سرتو بزار رو شونم
می خوام دل بکنم از تو ،یه کاری بکن نتونم

یه کاری بکن که دیگه ، حرف رفتنم نیارم
بزار اشکاتم بباره ، که حسابی کم بیارم

هی تو چشام نگاه کن،که منم اشکی بریزم
هی ازم بخوای بمونم ،حس خوبیه عزیزم

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 13:47 توسط parviz haydari |